.::۩۞۩ پسرهاو دختر های ایرونی ۩۞۩::.
.::تنها خلوت گاه جزیره دور افتاده ع-ش-ق::.
I asked god to grant me patience God said,no Patience is a byproduct of tribulation It isn’t granted, it is learned از خدا خواستم به من صبر عطا کند. فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطا کردنی نیست، آموختنی است. دلم را به خدا می سپارم و نیز بینایی چشمانم را اما ناتوان می شوم از اینکه چشم بر تو ندوزم زیرا که تو چون فرهاد سرمستی و من با نگاه تو شیرین می شوم تلخی را بقچه کرده به جریان رود می سپارمش به حدی غرق جمالت می شوم که خودم در این میان فراموش می شوم اثر: رباب لطفی کوخالو(دریا) به او بگویید دوستش دارم، به او که عشق جاودانه من است ديشب نشستم گريه كردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي كاج تو زمستون ... واسه پروانه كه سوخت ... واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه... به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترين قله ی دنيا می نوشتم اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار می دادم اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها می نوشتم ... شب هاي هجران را سحر کن/ به عشق خود دلم را شعله ور کن/در اين شبهاي سرد بي ترنم لبانم را پر از شير و شکر کن/دل ما چشم در راه تو مانده است سفر را اي پرستو مختصر کن دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند عشق عشق عشق عشق عشق عشق
به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد،
به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم،
به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است،
به او که نگاهش به گرمی آفتاب و لبانش به سرخی شقایق
ودلش به زلالی باران است،
به او که برای من مینویسد،
....مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و
به او بگویید دوستش دارم ،
به او که قلبش به وسعت دریاییست
که قایق کوچک دل من درآن غرق شده،
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد،
و چشمهایم به را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
به او بگویید دوستش دارم،
به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ،
.... به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که …
به او بگویید دوستش دارم،
به او که گل همیشه بهارمن است،
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است
و
i love you
| Design By : Night Skin |




